تبليغاتX
زمزمه های من

زمزمه های من

روزمره

یکی از مشخصات ایمان این است که به ان چیزی که امکان ناپذیر است معتقد باشیم(ولتر)
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 17:13  توسط نورا  | 

ازخصوصیات یک جامعه عقب افتاده یا همان جامعه ما صحبت نکردن وبحث نکردن افراددررابطه با تابوهای مذهبی میباشد.دیشب با یک عزیزی دررابطه با مفهوم انتظار حرف میزدم ومتاسفانه نظرم قطعیم رو گفتم و ایشون تا صبح واسه من ازخدا طلب استغفار کردند. صبح به من گفتند که هرچه زودتر توبه کنم وبگم غلط کردم!!!!!!!!! تا صاعقه نخورده تو سرم خلاصه یه کاری بکنم .تازه ایشون روشنفکر هستند. خدابه داد برسه.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 17:23  توسط نورا  | 

اگرمیخواهید میزان تمدن وپیشرفت ملتی رابدانید به زنان ان ملت نگاه کنید.(ناپلئون)
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 17:52  توسط نورا  | 

جدیدا عصبانیتم رو به نحو احسنت بیرون میریزم این خیلی بده .دیشب ازاون مواقع خاص بود ومن صدام رو بالابردم.قضیه این بود که توی ماشین صدوبیست ثانیه پشت چراغ قرمز بودم وقتی سبز شد یه خانم محترم از ردیف مقابل ما که باید توقف میکرد راه روبرای ما ها که ده ثانیه بیشتر وقت برای رد شدن نداشتیم بست .من نفر اول بودم که میبایست راه رو باز میکردم .بهشون میگم کجا میاین .میگن حالا کجا برم .میگم بفرماید رو سر بنده و....... بقیشو حدس بزنید خلاصه ایشون عقب رفتن ولی مگه من ول کن بودم .دوست داشتم از وسط ماشینش رد شم.خدارو شکر که ترافیک پشت سرم باعث شد برم.من معمولا بیشتر عصبانیت هام در رابطه با جنس لطیف میباشد .راننده های خانم به شدت قوه تجزیه وتحلیلشون رو پشت فرمون از دست میدن یا الکی ترمز میکنن یا باسرعت چهل تا !دارن توی لاین سرعت هایده گوش میکنن وصدای بوق هم خدا رو شکر نمیشنون.یا دارن پشت فرمون مغازه تماشا میکنن ویا سعی میکنن جلب توجه کنن .خلاصه بساطیه .از دیشب تا حالاهم سردرد دارم.باید به خودم گوشزد کنم که انسانی کامله که احساساتش قلیان نداشته باشه ودرناراحتی و درشادی ارام باشه.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 11:31  توسط نورا  | 

هم دعا ازتواجابت هم زتو / ایمنی ازتومهابت هم زتو
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 19:44  توسط نورا  | 

زیباترین وشیرین ترین مخلوقات خدا پسربچه های دوتاچهارسال هستند.نظرم تا ابد تغییر نمیکنه.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 17:40  توسط نورا  | 

ماها خیلی ادمهای نمک نشناسی هستیم .ما ایرانیها حافظه تاریخی نداریم .من علت عقب افتادگی این اقلیم رو این عامل میدونم وواقعا برای اینده این سیستم فراموشکار وشخص خودم نگرانم.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 17:18  توسط نورا  | 

من از مهمان ناخوانده متنفرم روز جمعه ما به نحو احسنت به گند کشیده شد با ادمهایی که فقط به فکر خودشون هستند میگن صبح زود میایم خواب شیرین صبح رو بر ما حرام میکنن ساعت یک تشرف میارنو....... اعصابم خیلی خط خطیه .جالبه که میدونن که من فقط همین یک روز رو در هفته تعطیلم بایک خروار کارو خرید با کمال وقاحت روسرما خراب میشن. وای خدا اینا دیگه کین!این ایرانی بازیها واقعا اعصاب واسم نمی ذاره کاشکی میتونستم با همه روراست باشم.چقدر غر زدم!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 11:40  توسط نورا  | 

اه کردم چون رسن شد اه من*گشت اویزان رسن در چاه من/ان رسن بگرفتم وبیرون شدم*شادوزفت وفربه وگلگون شدم/دربن چاهی همی بودم زبون*درهمه عالم نمی گنجم کنون/افرین هابرتوباد ای خدا* ناگهان کردی مرا ازغم جدا.....
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 11:24  توسط نورا  | 

چی میشد همه مردم دنیا خداپرست بودند؟هیچ مذهب وایین دیگه ای نبود.حتماخیلی اوضاع بهتر از الان بود فکر کنم خدا هم همین رو میخواد وما همه در گمراهی هستیم وبه انواع واقسام بت ها پناه ببریم این چه عبادتیه که باید اونرو درسمت خاصی با یک شی عبادت کنیم .
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 10:14  توسط نورا  | 

یکی از ارزوهای من داشتن یک بیزنس موفقه . امسال وارد فاز جدیدی شدم وریسک هم کردم ولی وقتی به همکارهای موفقم نگاه می کنم وجدانم درد میگیره از سیستم کثیفی که دارن ازش پول درمیارن واین مسئله عمومیت داره.دیروز با یک اقایی صحبت میکردم میگفت که کارمند ساده یک شرکت در کانادا بوده وبیکار شده وبعد خودش یک وبسایت راه میندازه وقطعه کامپیوترازاین طریق میفروشه ویک دفعه بیزنس موفقو........الن چندتا نمایندگی تو ایران داره .واقعا حسودیم شد .اخه درسیستم اقتصادی سالم این مسئله ممکنه ولی در ایران ؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 19:53  توسط نورا  | 

گفت که توزیرککی مست خیالی وشکی گول نیم هول نیم امرتورابنده شدم مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم دولت عشق امدومن دولت پاینده شدم گفت که توشمع شدی قبله این جمع شدی شمع نیم جمع نیم دودپراکنده شدم زهره بدم ماه شدم چرخ دوصدتاه شدم یوسف بودم زکنون یوسف زاینده شدم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 16:54  توسط نورا  | 

امروز به محل کارم میومدم از دور خیل عظیمی از خانمها وعمدتا دختران چادری رو دیدم که منتظر اومدن اتوبوس جمکران بودن. هر هفته هست این مراسم ولی این هفته خیلی تعداد خانمهازیاد شده بود.باخودم فکر کردم که انگیزه رفتن به سمت یک چاه وانداختن نامه که عمدتا جهت پیدا کردن همسر هست انقدر قوی شده که اینهمه ادم رو اینجا جمع کرده . اگر هدف دیگری بود چرا تعداد اقایون انقدر کمه؟ واقعا اگه ادم درخواستی از معبودش داره باید انقدر واسطه بازی کنه ؟ دسترسی به خدا انقدرسخته؟مخصوصا برای ادمهایی مذهبی که سروتنشون رو یه عمر پوشوندن ویه قدم از مابدحجاب ها به بهشت نزدیکترن.شاید هم واقعا بحران شوهر بدجوری جامعه رادرگیرکرده وراه حل بهتری وجود نداره.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 19:57  توسط نورا  | 

باراه رفتن راه ساخته میشود.اینجمله هشت سال پیش خیلی به من کمک کرد.نمیدونم از کیه.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 16:56  توسط نورا  | 

داشتن عادتهای خوب واقعا نعمت بزرگیه که من مدتهاست در بدست اوردنش تلاش میکنم ولی واقعا بدست اوردن بعضیهاشون سخته .اونهایی که برای من هدف هستند :دروغ نگفتن*ورزش کردن*سحرخیزی*کم خوری*غیبت نکردن*مثبت بودن......وای چقدر باید روی خودم کار کنم تا شایدادم شم..خدایا به داد برس.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 10:21  توسط نورا  | 

من هیچوقت عادت به حرف زدن باخودم نداشتم در صورتیکه مییبنم خیلیها این کار روانجام میدن وبه نوعی با این کار به ارامش میرسن .من حتی زیاد به خودم نمیتونم توی ایینه نگاه کنم ازخیره شدن دیگران به صورتم احساس شرم میکنم .اینجا رو بابت نگاه کردن به درون خودم شروع کردم .زهرای عزیز من مدت طولانی هست که وبلاگ شما رو میخونم از اینکه اولین کامنت رو از طرف شما دریافت کردم خیلی خوشحالم.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 17:16  توسط نورا  | 

چه احساس جالبیه بدون مخاطب نوشتن مطئمنی دیده نمیشی.من کلا میخوام بانوشتن افکارم وبیرون ریختن اونها خودمو بهتر بشناسم والبته کمتر حرف بزنم اینو مینویسم هدفم یادم نره .<تخلیه مثبت>
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 17:51  توسط نورا  | 

سلام من نورا هستم. امیدوارم اینجا محل امن وارامی برای من باشه.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 10:28  توسط نورا  |