امروز مجبور شدم به پدرو مادر یک دختر 3ساله بدون هیچ مقدمه ای مشکل بچشون رو اطلاع بدم .داشته باشید قد باباهه حدودا صدوهشتاد مامانه هم در همون حدودا وادمهای کاملا موجه وفهمیده.هنوز چند ثانیه از نطق من نگذشته بود که باباهه پاشد روشو کرد به دیوار وشروع به گریه کرد منوبگی هاج وواج مونده بودم که چه کنم که یکدفعه بغض مامانه هم ترکید واونم....... .واقعا نمیدونم با این دل گندشون چه جوری میخوان بچه تربیت کنن؟!!!منم یه تشر (طشر)کوچولو رفتم گفتم بابا جلوی بچه زشته بچه میترسه اونها هم پاشدن رفتن .مشکل بچهه یه چیز کاملا ساده بود که زود فهمیده بودن ومشکل خاصی نبود.
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 17:19  توسط نورا
|
واقعا چه صفتی در زوجین میتونه تضمینی برای خوشبختی باشه.هرچی فکر میکنم به غیر از صداقت چیزی به ذهنم نمیرسه.حتی اگه احساس کنم که بعضی جاها خیلی چیزها رو با صداقتم باختم.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 17:27  توسط نورا
|
یه چیزی که تازه مد میشه اولین نفرهایی که میپوشن سپربلای بقیه میشن مخصوصا در دهات ما ایران.اولش عکس العمل نود درصد ادمها پوزخند ونگاههای خیره هست ولی یک مدت که میگذره ومتلک ها که تموم میشه یکباره همون متاع جلف ومسخره همه گیر میشه!!!!!!
+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 9:50  توسط نورا
|
اگردارای شغل ازاد باشید وتجربه کاری کافی داشته باشید با دیدن مشتری میتوانید تا حدودی قدرت خرید مشتری را حدس بزنیدوبراین اساس نظر اورا جلب کنید.در ایران داشتن چند دسته مشتری در روز میتواند در مدتی بس کوتاه شما را به یک بیمار روانی شناسنامه دار با انواع تیکهای عصبی تبدیل می کند .یکی از اقشار مورد نظر ما همانا فرهنگیان یا معلمین محترم میباشند. عمدتااین دسته از افراد محترم جامعه طوری با شما با هر درجه از تحصیلاتی که باشید برخورد میکنند که انگار کلفت درخونه باباشون هستیدوبایک گفتگوی پنج دقیقه ای بااین عزیزان عمدتا شما دچار سردردهای بسی عظیم ولاعلاج میشوید .اینان همه را بیسواد وگران فروش میدانند. در اولین فرصت شغل خود را بیان کرده وبه شما گوشزد میکنند که به گردنتان حق دارند باید جنس فروخته شده را کمتر از قیمت خرید عرضه نماید.من الان حالم خیلی خرابه پس ادامه نمیدم .
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 18:0  توسط نورا
|
چند مورد رفتار انسانی هست که واقعا برام غیرقابل تحمله وباید برای مقابله با اونها یه کاری بکنم مینویسم یادم بمونه.یک:دروغگویی.کسانی که برای مسایل پیش پا افتاده هم براحتی دروغ میسازن.دو:بزدلی وخاله زنکی.کسانی که توروت میخندنوپشت سرت حرف میزنن ووقتی با مسایل مطرح شده رودرروشون میکنی میزنن زیر همه چی.سه :چشم چرانی.معمولا وقتی اینکارشونو به روشون میاری میگن از روی کنجکاویه وغرضی ندارن.اخه برادرمن این چه کنجکاویه که نیم ساعت خیره شدی پلک نمیزنی!چهار:توسری خوری وذلیلی.از زنان توسری خور بی دست وپای متکی به شوهر بی اعتماد به نفس متنفرم(ضعیفه تمام وکمال).پنج:فخرفروشی.افرادی که به خاطر چیزهایی که هیچ قدرتی در ایجاد انها ندارند مثل قیافه وپول باداورده وننه بابای تحصیل کرده به دیگران پز میدهند.شش:تازه به دوران رسیدگی: درایران فراوان مشاهده میشه.هفت :افسرده های دایم العمر.درخانمها بسیار زیاد مشاهده میشه وهیچ رقمه از زندگیشون راضی نمیشن.هشت :شکم پرستی.هدف از زیستن همانا پر کردن اون صاحاب مردست.نه:زیر اب زنی.اونهایی که واسه خوب نشون دادن خودشون دیگران که معمولا خیلی بهترند رو ضایع میکنن.ده :دمدمی مزاجها.واه واه واه خدا نصیب نکنه واقعارواعصابن من با چند مورد حادش دارم کار میکنم .یه روزسلام واحوال پرسی گرم یه روزاصلا تا حالا ندیدنت وبه نظرشون اشنا هم نیستی .وسلام.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 19:29  توسط نورا
|
یک باستان شناس بهترین شوهری است که یک زن میتواند داشته باشد چون هرچه اومسن تر میشودشوهرش بیشتربه او علاقه پیدا می کند.(اگاتا کریستی)
+ نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 19:41  توسط نورا
|
نمیدونم دیشب برنامه اپرا وینفری رو دیدید یا نه درباره خیانت بود.چهار تا خانم روکه معشوقه اقایون متاهل بودن اورده بودن باهاشون بحث میکردن که چرا وارد همچین رابطه ای شدید.تقریبا ازحرفهای چهارتاشون این برداشت میشد که این رابطه واقعا باعث خوشحالی وخوشبختی شون شده واین درحالیه که هیچ عهدی ندارند.همشون اذعان داشتن که برگ برنده دست همسر اون اقاکه باهاش رابطه دارند هست.اکثر اقایون علت خیانتشون به خانوادشون رو وجود بچه در حریم خانه!!!!!!!ونداشتن جذابیت همسرشون عنوان کرده بودن.من موندم اونجا که دیگه ایران نیست که زوجین با فشار خانواده ها وبه خاطر حرف مردم بچه دارشن واین پروسه کاملا انتخابی واکثرا با برنامه ریزی هست.یه خانمه بود سر بچه چهارم باردار بود شوهره به خاطر یه خانم دیگه ول کرده بود رفته بود واقعا یعنی چی؟!زن بدبخت مونده بود بود با چهارتا بچه زیر ده سال. بعد هم به اون خانمومه که شوهرو برزده بود نامه داده بود که اگر هدف شما از زندگی کردن پاشوندن یک خانواده شش نفرست که همه عاشق پدر خانواده هستن واقعا براتون متاسفم.خلاصه نبود بچه در خانه باعث ماندن شوهر درخانه وجذاب ماندن اندام وسیمای شما میگرددوزندگی عاشقانه شما براحتی منهدم نمیشود.واقعا ازخودخواهی بعضی ازاین مردا تعجب میکنم.خلاصه دیگه خودتون رو بابچه پیر نکنید ضرر میکنیدا.
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 17:26  توسط نورا
|
کسی که هرگز به تغییرواصلاح اندیشه های خویش نمی پردازد همچون مرداب راکدی است که در ذهنش افکار پست را پرورش میدهد.(ویلیام بلک)
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 11:34  توسط نورا
|
شما از وقتی به بلوغ فکری رسیدید به چند نفر اعتماد کردید؟ ایا به پدرو مادرتون اعتماد دارید؟ایا مشکلی براتون پیش میاد با مادرتون یا پدرتون در میون میزارید؟ با کی صحبت میکنید؟ ترجیح میدید با یک غریبه صحبت کنید یا اشنا؟البته من مشکلی ندارم میخوام بدونم بقیه چه میکنم.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 19:9  توسط نورا
|
چیزی بنام شکست وجود ندارد .حاصل هر تجربه فقط یک نتیجه است.
+ نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 19:52  توسط نورا
|
درمسیرهرموفقیت بزرگی یک نا امیدی بزرگ هم وجود دارد .ناامیدیهای بزرگ کلید دستیابی به موفقیت هستند.(نویسنده ناشناس)
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 19:1  توسط نورا
|
به بابای بچه میگم از کی اینجوری شده؟ میگه از وقتی که من یک کشیده بهش زدم .سعی مینکم عصبانی نشم میگم کی؟ میگه چهار ماه پیش شیطونی کرد منم بهش یک کشیده زدم اینجوری شد اتفاق دیگه خوب می افته!!!!!دیگه خیلی عصبانی شدم گفتم میزدی میکشتیش خودتو بچه رو راحت میکردی میگه حالا چیکار کنم پول ندارم خرجش کنم بیمه نیستم .بچه چهارساله است و افغانی.
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 18:24  توسط نورا
|
گفتگوهای امروزمنوپسرک
من:پسرم میخوای چیکاره شی؟خلبان یا پلیس؟
اون:نه من میخوام زیست شناس گربه ها بشم!!!!!!!!
اون :یه چیزی بگم؟
من:بگو عزیزم
اون:شما چقدر شبیه بهار میمونید(فصل بهار)
من:;;);;);;)
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 19:46  توسط نورا
|
چرا میگن گریه کردن ادم رو سبک میکنه ؟ من هر وقت احساساتم فوران میکنه تا دو سه روز سردرد لعنتی امانم رو میبره و خیلی هم دمقم .اصلا با تریپ افسردگی و کم حرفی وگریه زاری حال نمی کنم (ببخشید لفظ بهتری نبود).گریه سبکم نکرده تازه سنگین تر هم شدم .
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 17:34  توسط نورا
|
چرا دیگه هیچ بزرگسالی صورت معصومی نداره.اینروزها زن ها شبیه ر......ها ومردها شبیه د.........ها شده اند.
+ نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 16:57  توسط نورا
|
خنک ان قماربازی که بباخت انچه بودش
بنماندهیچش الاهوس قمار دیگر
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 19:25  توسط نورا
|
دیدید بدنه اکثر ماشین های خوشرنگ یک خط عمیق ازگلگیر جلو تا درب عقب داره .فکر کنم سادیسم خیلی شایع شده.
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 17:5  توسط نورا
|
هیچ چیز بطور مطلق خوب یا بد نیست .این اندیشه است که انرا خوب یا بد میسازد.(شکسپیر)
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 12:3  توسط نورا
|