تبليغاتX
زمزمه های من -

زمزمه های من

روزمره

شوهر من هریه مدت یکبارویرش میگیره تنهایی بره سفر بعضی وقتها ابراز میکنه این میلشو ولی اکثر اوقات بیان نمیکنه معمولا هم دوست داره بره شمال.تا اینجاش مشکلی نیست .مشکل اینه که من باید به مادر ایشون توضیح بدم چرا اجازه!دادم تنهایی ایشون بره وغرهای فراوان بعدی واعصاب خوردی.امشب هم از اون شبهای مواخذه است ومن باید یک جوری بپیچونم ایشون رو کسی پیشنهاد دهن پرکنی نداره؟!پ.ن:معلم خصوصی واسه ایلتز گرفتیم.معلممون یه جوجه است .فقط بیست و دو سالشه ولی سرش خیلی شلوغه .بچه پرورو با هزار چونه با جلسه ای سی هزار تومان توافق کرد تازه چون ما اشناییم وسفارش شده ایم .به اطلاع میرسونم که مادر شوهر عزیز با موفقیت پیچونده شد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 10:9  توسط نورا  |