تبليغاتX
زمزمه های من -

زمزمه های من

روزمره

امروز رفتم بازار تهران یکی روبروی دادگستری خودسوزی کرد من وقتی داشت جون میداد دیدمشولی دوستمو سریع کشیدم  اون خدارو شکر ندید ،تمام راه برگشت  بخاطر اینکارم ازم تشکر میکرد ولی خوب امروز من نابود شد یک مرد جوون بودخرید کوفتم شد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 17:49  توسط نورا  |