تبليغاتX
زمزمه های من - دوستی به نام ف

زمزمه های من

روزمره

دیروز یک دوست وهم خوابگاهی رو بعد مدتی طولانی پیدا کردم .البته ایشون دارن میرن اونور اب.ایشون یک بچه مایه دار شمالی وشیطون به تمام معناست و تقریبا یک سال از ازدواجش گذشته . یک قسمت دیالوگ دیروز مادوتا .من: شوهرتو انگار خیلی دوست داری هی اسمشو میبری اون:نه اصلا، مرضیم بود دیدم بچه ساده وآرومیه گفتم خرش کنم اخه واسه استرالیا داشت اقدام میکرد مدرک تحصیلیش هم جز ام او دی ال  بود.حالا هم فایل نامبروم اومده میرم اونور اگه دیدم حقوقش بازم کمه ومنم برد قبول بشم حتما میپیچونمش.  پسره بدبخت تاحالا چهار میلیون خرج کرده .همه با هم کف میکنیم.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 17:28  توسط نورا  |